بی مقدمه و توضیح - تاریخ: 1404/9/15 ساعت: 20:39
چک کردن سایت جذب  منتظر یک تماس و خبر از دانشگاهها و مراکزی برای هیات علمی شدن ثبت نام کردم، شده کار هر روزه ام. امروز دیدم که یکی از دانشگاهها بدون مقدمه و بدون هیچ یاد داشتی در قسمت بررسی اولیه پرونده در دانشگاه پرونده ام را رد کرده و با یک ضربدر قرمز مشخص کرده که دنبالم نیا. اینجا جایی برای تو نی...
ملاقات با رئیس دانشگاه - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 15:54
رفتم و رئیس دانشگاه را دیدم. با او صحبت کردم. واقعیت این بود که اعتماد به نفسم کم نشد که زیاد هم شد. واقعیت این بود وقتی بهش گفتم آیا کسی با سابقه و توانایی من در کیسهای شما بود یا خیر جواب نا امید کننده ای نشنیدم. گفت: قاعدتا شما را نباید دعوت می کردند به خاطر اینکه استخدام دانشگاه دیگری هستید. تنه...
یک روز لعنتی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:37
امروز یک روز لعنتی بود. چند روز پیش که با رئیس صحبت کرده بودم در مورد تبدیل وضعیت و جمع کردن نمره گفتم اگر می شود یکی دو تا هم داوری از مقالات مجله تان به من بدهید تا این قسمت فرم تبدیل وضعیتم خالی نباشد هرچند نیم نمره بیشتر ندارد و در مقابل 110 نمره چیزی نیست ولی خالی بودنش هم قشنگ نیست. گفت باشد ب...
بداخلاقیهای برخی اساتید - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:37
کلاسهای دانشگاه دولتی را با عشق دنبال می کنم. دانشجویانم را دوست دارم و بیشتر تلاش می کنم با آنها دوست باشم. درسهایم کمی برای برخی از دوستان کسل کننده است. قبل از اینکه کلاس را تشکیل دهم با یکی از اساتید که دوستی ای با هم داریم مشورت کردم در مورد نحوه تشکیل کلاس در آن دانشگاه پرس و جو کردم. یکی از پ...
دعوت به مصاحبه با رودربایستی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:37
فراخوان شهریور که شرکت کردم کلا سه جا رشته من را می خواستند. یکجا تکراری بود. همان مکانی که دفعه قبل همسر طرف هیات علمی آنجا بود. شب ساعت 10 با یک شماره شخصی برایم پیام آمد که سرکار خانم دکتر.... جهت شرکت در مصاحبه علمی جذب فردا ساعت 9 صبح در فلان آدرس حضور بهم رسانید. راستش یاد دفعه قبل افتادم که ا...
فراخوان چهارم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:37
برای چهارمین بار در فراخوان شرکت کردم. کلا دو جا رشته من را می خواستند. ما هم زدیم. اما یک مورد مربوط به دستگاههای اجرایی است. شاید اصلا مصاحبه اش را شرکت نکنم. راستش را بخواهید یکی از اساتید پیشنهاد یک دوره یکساله پست دکتری در یکی از دانشگاههای مادر را داده است. اصلا دلم نمی خواهد از دستش بدهم. به ...
رفتار نا امید کننده - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 10:47
کلی سوال و دفاع و گفتگو. تست تسلط به زبان انگلیسی که با what do you do? شروع شد. دست آخر هم گیر دادند به سن. آخر نفهمیدیم دنبال آدم با تجربه می گردند یا به دنبال آدم کم سن. اگر کسی می خواهند که تجربه کاری داشته باشد خوب کم سن و سال که تجربه زیادی ندارد. یکی از خانمها حسابی به سن من گیر داده بود. وال...
غمگینم - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 10:47
غمگینم. صبح که از خواب بیدار شدم انگار یک توپ پینگ پنگ قورت داده باشم بغضم از شب باقی مانده بود. وقتی سر کار مشغول کار بودم بی اختیار اشکم جاری شده بود و متوجه نشدم. یک آن به خودم آمدم دیدم اشکم قل خورده روی کاغذهایم و خودکارم رنگ نمی داد. بدون اینکه کسی بفهمد رفتم به سمت دستشویی و صورتم را آب زدم. ...
وقت ملاقات - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 10:47
رفتم دفتر رئیس دانشگاهی که مصاحبه شده ام. اجازه ملاقات ندادند. با منشی کمی صحبت کردم و گفتم اگر برایتان مقدور است یک روز برایم وقت ملاقات بگیرید. گفت دکتر ....(رئیس) گفته اند برای کار جذب فقط با دکتر ... (مشاور رئیس)صحبت کنند به من ارجاء ندهید. گفتم ولی برای من فایده ای ندارد که با شخص دیگری صحبت کن...
ملاقات با رئیس دانشگاه - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 10:47
رفتم و رئیس دانشگاه را دیدم. با او صحبت کردم. واقعیت این بود که اعتماد به نفسم کم نشد که زیاد هم شد. واقعیت این بود وقتی بهش گفتم آیا کسی با سابقه و توانایی من در کیسهای شما بود یا خیر جواب نا امید کننده ای نشنیدم. گفت: قاعدتا شما را نباید دعوت می کردند به خاطر اینکه استخدام دانشگاه دیگری هستید. تنه...
غصه خورد و غصه خوردم - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 7:54
رفتم دفتر مدیر داخلی یکی از مجله ها که نزدیک محل کارم بود و نشستم روبروی دخترک و با هم صحبت کردیم. صحبتمان گل انداخت. بهش گفتم این خیانتی است در حق مردم ما که ورودی دکتری را انقدر زیاد کردند. گفتم آموزش و درآمدهای آن برای عده ای چاه نفت است. اینکه در یک دولت یک دانشگاه پولی رشد می کند و در دولت دیگر...
باز هم مصاحبه - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:07
نشسته ام و دارم سرچ می کنم و خودم را آماده می کنم دوباره فردا بروم مصاحبه. امیدوارم که نتیجه خوبی داشته باشد. امیدوارم که در حوزه هایی که ضعف دارم ازم سوال نکنند. امروز بچه های کلاس با گل و شیرینی آمده بودند. دانشجویان کلی خوشحال بودند خوشحال تر از من. مثل بچه های مدرسه ای پای تخته تبریک و گل و قلب ...
احتمالا بی نتیجه - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:07
وقتی رفتم مصاحبه بیرون در چند نفری را دیدم. ازشان در مورد رزومه شان سوال کردم. به قول دوست عزیزی همیچن مالی نبودند. اوضاعم خیلی عالی بود. خوشحال بودم. مصاحبه هم با اعتماد به نفس تمام پیش رفت. مطلب و بحثی نبود که بهترین پاسخ و توضیح را نداده باشم. امروز زنگ زدم به رئیس مرکز گفت از شما قوی تر خیلی بود...
رسما عدم پذیرش - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
یکی از همان سه دوست زنگ زد و گفت خبری از فلانجا ندارید؟ گفتم نه خبری نیست. راستش را بخواهید شصتم خبردار شد که خبری هست و این دوست زنگ زده آمار بگیرد. تماس گرفتم مرکز جذب آن دانشگاه. خانم با لحنی که به نظر می آید از چیزی ناراحت است و احتمالا متوجه حق خوری شده است گفت نه خانم دو نفر انتخاب شدند و به و...
سال پیش همین روزها - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
سال پیش همین روزها درگیر دفاع بودم. اصلا باورم نمی شود که یکسال به این سرعت از فارغ التحصیلی من می گذرد و من هنوز در همان وضعیت سابقم و کارم درست نشده است؟!برایم خیلی ناراحت کننده است. در بین دوستانی که با هم طی ماههای آخر دفاع کردیم هیچ کدام کارمان درست نشده است. آنها اوضاعشان بهتر است چون یکی دو ج...
سه ماهه اول سال - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
سه ماهه اول سال را فقط به مقاله نوشتن گذراندم و سیاه کردن رزومه ام. از سر سال سه مقاله جمع کردم دو تا اسم دوم هستم و یکی اسم اول.یک کتاب هم از سال قبل شروع کرده بودم به ترجمه که خوب خدارا شکر دارد تمام می شود و باید شروع کنم به مقابله خوانی و روان نویسی و ویرایش و ... وضعیتم از نظر پیشرفت خودم بد نی...
تابستان گرم - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
امسال بر خلاف سال قبل که برای همه چیز عجله داشتم هیچ عجله ای ندارم. نشسته ام و برای خودم مقاله می نویسم و کتاب ادیت می کنم و برای چاپش تلاش می کنم. اصلا برای رسیدن شهریور و شرکت در فراخوان آن روز شماری نمی کنم. مگر سال گذشته شرکت کردم چه اتفاق خاصی افتاد که امسال بی افتد. خسته شدم. راستش به این فکر ...
باز هم فراخوان - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
باز هم فراخوان باز هم اسکن مدارک باز هم شروع شد استرس استرس و استرس. اه خدایا کی تمام می شود. که قرار است کار ما درست شود و از این استرسها دور شویم. یعنی روزی رنگ آرامش می بینیم ما هم. 13 شهریور باز هم فراخوا است. خدایا من که غیر از تو کسی را ندارم خودم کمک کن.
شرکت کردیم - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 14:06
در این فراخوان هم شرکت کردم. راستش خیلی عجله نکردم بر خلاف دفعه های قبل که خیلی عجله داشتم و استرس داشتم و .... اینبار اینطور نبود. نمی دانم روز سوم بود یا چهارم اعلام نیازها را نگاه کردم. کلا سه جا رشته و گرایش من را می خواستند و به محل اقامتم می خورد که انتخاب کردم. مدارک را هم که از قبل اسکن کرده...

برچسب‌های مرتبط

سه ماهه اول سال 92 | تعدیل سه ماهه اول و دوم سال 90 | شاخص تعدیل سه ماهه اول سال 93 | نرخ تورم سه ماهه اول سال 93 | شاخص سه ماهه اول و دوم سال 92 | تغذیه سالم در سه ماهه اول بارداری | سه ماه اول سال | شاخص سه ماهه اول سال 90 | ارزش افزوده سه ماهه اول سال 93 | شاخص تعدیل سه ماهه اول سال 91